شکارگاه بازار: پنج موقعیتی که در فهرست قیمتها باید بشناسی
میتوری قیمت روزانهی بیش از سه هزار دارایی را نگه میدارد — سکه و طلا، ارز، رمزارز، سهام و صندوق. ولی یک فهرست سههزار ردیفی بهتنهایی هیچ سوالی را جواب نمیدهد. این نوشته پنج موقعیت را توضیح میدهد که ارزش شناختن دارند، میگوید هرکدام دقیقا از چه محاسبهای میآیند، و مهمتر: هرکدام چه چیزی را **نمیگویند**.
فهرست مطالب+
«امروز چقدر رشد کرد» تقریبا هیچ نمیگوید
پیشفرض هر تابلوی قیمتی «بیشترین رشد امروز» است، و این خامترین سوال ممکن است. در اقتصادی که همهچیز به تومان بالا میرود، یک عدد سبز دورقمی بهخودیخود خبر نیست — تا وقتی ندانی بقیهی بازار چه کرده و این دارایی نسبت به تاریخ خودش کجا ایستاده.
سوالهایی که واقعا اطلاعات دارند، هیچکدام یک ستون نیستند؛ **ترکیب** چند عدداند: «نسبت به بازهی یکسالهی خودش کجاست؟»، «از محدودهی چندماههاش بیرون زده؟»، «نسبت به همگروههایش جلو است یا عقب؟». پنج بخش بعدی دقیقا همینها هستند — هرکدام یک اندازهگیری مشخص، با مرزهای صریح.
نزدیک کف سالانه
بالاترین و پایینترین قیمت ۳۶۵ روز گذشتهی هر نماد را میگیریم و میسنجیم قیمت امروز کجای آن بازه ایستاده. صفر یعنی دقیقا روی کف سال، صد یعنی روی سقف. «در ۷ درصد پایین بازهی یکساله» یعنی از کف تا سقف را صد قسمت کنی، این نماد روی پلهی هفتم است.
چرا نسبی و نه مطلق؟ چون «۲۰ درصد افت کرده» بین دو دارایی با نوسان متفاوت قابل مقایسه نیست — ۲۰ درصد برای یک صندوق درآمد ثابت فاجعه است و برای یک رمزارز یک هفتهی معمولی. ولی «در پایینترین ۱۰ درصد بازهی خودش» برای هر دو یک معنا دارد. مرز عملی خوبی که ما استفاده میکنیم پایینترین ۱۵ درصد بازه است.
⚠️ نزدیک کف بودن بهخودیخود خبر خوبی نیست. یک دارایی میتواند به دلیل کاملا موجهی ارزان شده باشد و ارزانتر هم بشود. این عدد فقط میگوید «قیمت نسبت به سال خودش پایین است» — بررسی اینکه چرا، کار توست.
در فهرست بازار میتوری، مرتبسازی «نزدیک کف سالانه» همین را میدهد.
بالای سقف ۹۰ روزه
این یکی برخلاف قبلی دنبال ارزانی نیست، دنبال **حرکت** است: نمادی که قیمتش از بالاترین نقطهی سه ماه گذشته رد شده و از محدودهای که مدتی در آن گیر بود بیرون زده.
چرا ۹۰ روز؟ چون بازهای است که هم به اندازهی کافی بلند هست که نوسان روزانه را حذف کند، و هم به اندازهی کافی کوتاه هست که «تازه» بماند. سقف یکساله سختگیرتر است و در بازار راکد ممکن است ماهها هیچ نمادی از آن رد نشود.
کجا میبینیاش: نمودار پیشرفتهی هر نماد، سقف و کف پنجره را بهصورت خط سطح روی کندلها میکشد، و کارت «وضعیت بازار» در صفحهی همان نماد فاصلهی درصدی قیمت تا آن سقف را مینویسد.
⚠️ برچسب همیشه صادق است: اگر تاریخچهی نماد کمتر از ۹۰ روز باشد، میتوری مینویسد «سقف ۶۵ روز اخیر» نه «سقف ۹۰ روزه». پوششی که واقعا داریم را میگوییم، نه عدد اسمی پنجره.
پیشتاز طبقهی خودش
این مهمترین اندازهگیری از این پنجتاست و توضیحش کمی بیشتر طول میکشد. مسئله همان است که بالا گفتیم: در اقتصاد تورمی **همهچیز** به تومان بالا میرود، پس «این سهم ۲۰ درصد رشد کرده» تقریبا هیچ اطلاعاتی ندارد تا وقتی ندانی همگروههایش چقدر رشد کردهاند.
اندازهگیری روی دادهی خودمان، میانهی بازده ۳۰ روزهی هر طبقه: سهام حدود ۲۵ درصد، رمزارز حدود ۱۹ درصد، طلا حدود ۱۹ درصد، ارز حدود ۹ درصد، و نقد و شبهنقد حدود ۳ درصد. یعنی سهمی که ۲۰ درصد رشد کرده در واقع **از نصف بازار عقبتر** است، هرچند عددش سبز و دورقمی است.
پس بازده هر نماد را از میانهی طبقهی خودش کم میکنیم. بجی که کنار نام هر ردیف میبینی همین مازاد است — مثلا «۲۴.۳ واحد جلوتر از میانهی رمزارز». مرتبسازی «پیشتاز طبقهی خودش» هم فهرست را بر همین اساس میچیند.
⚠️ به کلمهی «واحد» دقت کن. تفاضل دو درصد، **واحد درصد** است نه درصد. اگر نمادی ۴۰ درصد رشد کرده و میانهی طبقهاش ۲۵ درصد است، این نماد «۱۵ واحد» جلوتر است — نه «۱۵ درصد». نوشتن درصد آنجا یک ادعای غلط میسازد.
⚠️ مبنای مقایسه هرجا که ممکن باشد **طبقهی ریز** است نه درشت. برای سهم، گروه صنعت رسمی؛ میانهی «سهام» روی هزار و سیصد نماد گرفته میشود و برای یک شرکت سیمانی تقریبا بیمعناست — میانهی گروه سیمان حدود ۶.۵ درصد است در برابر ۲۵ درصد کل سهام. روی دادهی واقعی، پنج درصد ردیفها با مبنای درشت **حکمشان برعکس** میشد. به همین دلیل بج همیشه میگوید با چه چیزی سنجیده شده، نه فقط چند واحد.
⚠️ میانه روی **کل بازار** حساب میشود، نه روی فهرستی که تو فیلتر کردهای. وگرنه با فیلتر «داراییهای من» مبنا به میانهی سبد خودت میلغزید و هر سبدی بهطور متوسط «همتراز بازار» درمیآمد — یک توتولوژی، نه اطلاعات.
عقبافتاده از طبقهی خودش
دقیقا همان محاسبهی بالا، از سر دیگر: نمادهایی که بازده ۳۰ روزهشان از میانهی همگروههایشان **عقبتر** است. بدون این نیمه، تصویر ناقص میماند — «چه چیزی جلو زده» بهتنهایی فقط نصف ماجراست.
این دو سوال کاملا متفاوت را جواب میدهد. برای نمادی که نداری: چرا از همگروههایش جا مانده؟ گاهی خبر بدی هست، و گاهی فقط هنوز کسی سراغش نرفته. برای نمادی که **داری**: یک هشدار آرام. ممکن است عددش سبز باشد و باز هم نگهداشتنش نسبت به همگروههایش برایت گران تمام شده باشد — دقیقا همان چیزی که کارت «بازده واقعی» در سطح کل سبد میگوید، اینبار در سطح یک نماد.
متن کنار هر ردیف قدرمطلق فاصله را میگوید: «۱۸.۴ واحد عقبتر از میانهی سیمان». علامت منفی تکرار نمیشود، چون «−۱۸.۴ واحد عقبتر» دو بار جهت را میگوید و خواندنش سختتر است، نه دقیقتر.
⚠️ «عقبافتاده» با «ارزان» یکی نیست، و قاطیکردنشان رایجترین اشتباه اینجاست. «نزدیک کف سالانه» دربارهی قیمت نسبت به **تاریخ خودش** است؛ این یکی دربارهی بازده نسبت به **همگروهها** در ۳۰ روز. یک نماد میتواند همزمان نزدیک سقف سالانهاش باشد و باز هم عقبافتاده حساب شود — یعنی بالا رفته، ولی کمتر از بقیهی طبقهاش.
مرز این یکی هم همان ۱۰ واحد پیشتاز است، و این از اندازهگیری آمد نه از قرینهسازی. انتظار داشتیم سمت منفی به مرز سفتتری نیاز داشته باشد؛ داده خلافش را گفت — توزیع تقریبا متقارن است و با همان ۱۰ واحد، «عقبافتاده» ۲۵۵ نماد میدهد در برابر ۳۶۷ نماد «پیشتاز».
⚠️ و مثل بقیه، این هم یک واقعیت است نه توصیه. عقبماندن از همگروهها میتواند دلیل کاملا موجهی داشته باشد و ادامه هم پیدا کند.
نزدیک سقف سالانه
قرینهی مورد اول: نمادهایی که قیمتشان در بالاترین بخش بازهی یکسالهشان است — مثلا در سه درصد بالایی. همان محاسبه، از سر دیگر بازه.
تفاوتش با «بالای سقف ۹۰ روزه» در **افق** است: آن یکی میگوید از محدودهی سهماهه بیرون زده، این یکی میگوید در کل سال هم نزدیک بالاترین نقطه است. یک نماد میتواند سقف ۹۰ روزهاش را بشکند و هنوز از سقف سالانهاش خیلی دور باشد — دقیقا وقتی دارد از یک ریزش بزرگ برمیگردد. دو خبر متفاوتاند و یکیکردنشان اشتباه است.
در فهرست بازار، مرتبسازی «نزدیک سقف سالانه» همین را میدهد.
هیچکدام سیگنال خرید نیستند
میتوری عمدا هیچجا نمیگوید چه بخر و چه بفروش، و نامگذاری همهی اینها با همین قاعده انتخاب شده. «نزدیک کف سالانه» یک **واقعیت** اندازهگیریشده دربارهی قیمت است؛ «فرصت خرید» یک توصیهی مالی است و ما آن را نمیدهیم.
به همین دلیل در کل اپ بهجای «مقاومت» میگوییم «سقف ۹۰ روزه»، و هرجا از آینده حرف میزنیم فقط فراوانی شمردهشده از تاریخچهی خودمان را میگوییم («در N بار مشابه، M بار چنین شد»)، نه پیشبینی.
کاری که این پنج اندازهگیری میکنند این است که فهرست را از سه هزار ردیف به چند ده مورد **قابلبررسی** کوچک میکنند. تصمیم همچنان با توست.
پایهی قیمت هر پنجتا را جابهجا میکند
همهی اینها به تومان حساب میشوند مگر اینکه پایه را عوض کنی — و تومان خودش یک متغیر است، نه یک واحد ثابت. اندازهگیری روی میانهی بازده ۳۰ روزهی هر طبقه، تومان در برابر دلار: سهام ۲۵ در برابر ۱۵.۶، رمزارز ۱۸.۹ در برابر ۱۰.۹، طلا ۱۸.۹ در برابر ۱۰.۰، ارز ۸.۶ در برابر ۰.۸، املاک ۷.۱ در برابر **منفی** ۱.۰، و نقد و شبهنقد ۲.۷ در برابر **منفی** ۵.۰.
یعنی صندوق درآمد ثابت در تومان سبز است و در دلار پنج درصد قدرت خرید از دست داده. روی افق بلندتر شکاف بزرگتر هم میشود: طلای ۱۸ عیار در یک سال حدود ۱۴۸ درصد تومانی رشد کرد و حدود ۲۴ درصد دلاری.
همین روی «نزدیک کف سالانه» هم اثر مستقیم دارد: در پایهی دلاری نمادهای خیلی بیشتری نزدیک کف سالانهشاناند، چون تومان در طول سال ضعیف شده و قیمت دلاری همان داراییها پایینتر از قلهی خودش ایستاده. این باگ نیست؛ دقیقا همان چیزی است که پایهی دلاری برای دیدنش هست.
سوییچ «ت / $» بالای فهرست بازار همین پایه را عوض میکند، و انتخابت روی حسابت میماند — همان ترجیحی که نمودار پیشرفته هم از آن میخواند.
پرسشهای پرتکرار
این اعداد از کجا میآیند؟+
از تاریخچهی قیمت روزانهی خود میتوری که برای کل بازار نگه داشته میشود — نه از منبع بیرونی و نه از هیچ مدل هوش مصنوعی. سقف و کف سالانه، سقف ۹۰ روزه و بازدههای چندپنجرهای همه از همین یک سری محاسبه میشوند.
چرا بعضی نمادها این اعداد را ندارند؟+
چون تاریخچهی کافی ندارند. اگر نمادی در یک سال گذشته به اندازهی کافی معامله نشده باشد، «سقف و کف سالانه» برایش یک آمارهی معتبر نیست و میتوری ترجیح میدهد چیزی نگوید تا اینکه عددی بیپشتوانه نشان بدهد. جای عدد، خط تیره میبینی.
آیا اینها پیشنهاد خریداند؟+
نه. هرکدام یک واقعیت اندازهگیریشده دربارهی قیمت را توصیف میکنند و مرجع مقایسهشان را هم صریح مینویسند. تصمیم سرمایهگذاری با خود توست و میتوری هیچ توصیهی مالی نمیدهد.
چرا شمار نمادهای هر حالت هر روز فرق میکند؟+
چون همهی این شرطها روی قیمت **امروز** سنجیده میشوند. در یک بازار صعودی، نمادهای بالای سقف ۹۰ روزه زیادند و نزدیک کف سالانه کم؛ در بازار نزولی برعکس. مرزها ثابتاند و عمدا برای «عدد قشنگ» تنظیم نمیشوند.